تاریخ : 8. شهريور 1404 - 5:48   |   کد مطلب: 29739
صدای_ایران:
مارپیچ سقوط
ایران باید فلج شود!» این گزاره مهم‌ترین هدف اسرائیل در جنگ بود هم در سطح راهبردی و هم تاکتیکی. اهداف تاکتیکی بستر لازم را برای اهداف راهبردی تامین می‌کنند.

ایران باید فلج شود!» این گزاره مهم‌ترین هدف اسرائیل در جنگ بود هم در سطح راهبردی و هم تاکتیکی. اهداف تاکتیکی بستر لازم را برای اهداف راهبردی تامین می‌کنند. اقدام تاکتیکی طراحی می‌شود تا مجری را به یک هدف راهبردی برساند. اگر ضربه به حاکمیت سیاسی جمهوری اسلامی و تسهیل فروپاشی آن را یک هدف راهبردی برای صهیونیست‌ها بدانیم، این هدف راهبردی در سطح تاکتیکی تبدیل به تعداد اقدام می‌شود که بمباران جلسۀ شورای عالی امنیت ملی و طراحی برای حذف یکبارۀ تعدادی زیادی از شخصیت‌های سیاسی نظام، یکی از آنها محسوب می‌شد.

«ایران باید فلج شود!» برای صهیونیست‌ها هم هدف تاکتیکی بود هم هدف راهبردی. هدف تاکتیکی بود از این نظر که قرار بود با ترور همزمان بال‌های سیاسی و نظامی کشور، بستر لازم را برای سایر اقدامات ضدامنیتی فراهم کنند. اقداماتی که بخشی از آن توسط خودشان انجام می‌گرفت. فعال کردن نسخۀ جایگزین برای حاکمیت و رایزنی با اپوزیسیون جمهوری اسلامی برای ایفای این نقش و حتی اقدام برای فعال کردن هسته‌های ضدامنیتیِ تجزیه‌طلبانه بخشی از طرح بود که از سوی خودشان هدایت می‌شد. بخشی از طرح را هم به زعم خودشان به مردم ایران سپرده بودند.

به گمان‌شان ضربه به بال‌های سیاسی و نظامی کشور بستر لازم را برای یک آنارشیسم فراهم می‌کرد تا جریان‌های خفتۀ مردمی را علیه جمهوری اسلامی تحریک و عرصه را برای نظام تنگ کنند. چنان به این بخش از طرح امید داشتند که در همان روزهای نخست و پیش از اطمینان از اینکه اصولا آیا مردم پای این طرح ضدایرانی خواهند آمد یا نه رایزنی با اپوزیسیون و فعال کردن جبهۀ سیاسی علیه نظام را هم کلید زدند. سرکنگبین طرح ضدایرانی امریکایی‌ها و صهیونیست‌ها اما در عمل صفرا فزود.

جریان‌های مختلف مردمی از طبقات مختلف فرهنگی و عقیدتی و حتی سیاسی در عمل نه تنها به خیابان نیامدند که پشت مشت محکم ایران علیه دشمن خارجی ایستادند و یکپارچه به حمایت از نیروهای مسلح کشور در مبارزه با دشمن امریکایی-صهیونی پرداختند. تیر رها شده از چلۀ صهیونیستی-امریکایی به سنگ خورد و این بخش از هدف راهبردی را ناکام گذاشت. سمت دیگر ماجرا اما فلج کردن ایران در سطح تاکتیکی و عملیاتی بود. حملۀ غافلگیرانۀ صهیونی در نیم‌روز اول جنگ از بامداد ۲۳ خرداد تا ظهر همان روز قرار بود همان اتفاقی را برای ایران رقم بزند که رژیم پیش‌تر در جنگ هایی مانند جنگ ۶ روزه آزموده بود.

در عمل اما اتفاق دیگری افتاد. سنگین‌ترین پاسخ موشکی ایران از نظر کیفی در همان شب اول و دوم حمله رخ داد یعنی شبی که قرار بود تا چند هفته بعد هیچ موشکی از خاک ایران شلیک نشود. در ادامه هم در نیمۀ دوم جنگ ورق از نظر تاکتیکی هم به نفع ایران برگشت. نواخت پاسخ‌های ایران نه تنها قطع نشد بلکه با مدیریتی هوشمندانه از نظر کیفی هم افزایش پیدا کرد و تا توقف آتش‌ ادامه پیدا کرد. «ایران باید فلج شود» نه در سطح راهبردی و نه در سطح تاکتیکی به دستاوردی ختم نشده بود.