تاریخ : 9. آذر 1404 - 7:32   |   کد مطلب: 30285
نفتی که ملّی نبود
گزارشی اجمالی از جزئیات روابط رژیم محمدرضا شاه پهلوی با ایالات متحده و تسلط آن دولت بر منابع نفتی ایران را روایت می‌کند.

در اوایل سلطنت محمدرضا شاه، «نفت» مهم‌ترین موضوع در روابط ایران و انگلیس بود. مشکلاتی که شرکت نفت انگلیس در ایران بین سال‌های ۱۳۲۲ تا ۱۳۳۲ تجربه کرد، بر رابطه ایران با دولت بریتانیا تأثیر گذاشت. سرانجام، شرکت نفت انگلیس و ایران در اسفند ۱۳۲۹ توسط مجلس ملّی شد، که به دلیل مبارزات بی‌وقفه دکتر مصدق و حامیانش بود.

در شهریور ۱۳۳۱، دکتر مصدق رویکرد مشترک بریتانیا و آمریکا برای حل و فصل اختلاف نفتی را رد کرد و در ۳۰ مهر ۱۳۳۱ روابط دیپلماتیک با بریتانیا قطع شد.

واکنش آمریکا به وخامت روابط ایران و انگلیس عمدتاً ناشی از ترس از به قدرت رسیدن حزب توده با حمایت روسیه بود. بی‌طرفی نسبی اولیه آمریکا و اکراه آن برای دخالت در اقدامات مخفیانه در دوران دولت ترومن، بعدها در دولت آیزنهاور به اشتیاق تبدیل شد و این اقدام را به کِرمیت روزولت، رئیس عملیات سیا در خاورمیانه سپرد.

روابط بریتانیا با ایران در دی ماه ۱۳۳۲ در دوران نخست وزیری سپهبد زاهدی از سر گرفته شد. یک سال بعد، پس از یک سری مذاکرات بین‌المللی بین دولت‌های آمریکا و بریتانیا و بین برخی از شرکت‌های بزرگ نفتی بین‌المللی، توافقی بین نمایندگان شرکت‌های نفتی، دولت‌های بریتانیا و ایران، برای ایجاد کنسرسیومی با مسئولیت‌های خاص برای اقدام به نمایندگی از دولت ایران و با همکاری شرکت ملی نفت ایران انجام شد. شرکت نفت ایران و انگلیس ۴۰ درصد سهام و غرامت را از دولت ایران برای ملّی کردن دارایی‌های ایرانی خود دریافت کرد.

روابط ایران با ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی دغدغه اصلی شاه در امور خارجی بود. در واقع، این یک پارادوکس بود. دیدگاه رایج بسیاری از ایرانیان این بود که بریتانیایی‌ها مقصر تقریباً هر حادثه ناگواری در تاریخ مدرن خود هستند. شاه نیز به طور ویژه مستعد این تفسیر بود.