تاریخ : 19. بهمن 1404 - 8:29   |   کد مطلب: 30451
بررسی پرونده اپستین و سؤال‌های بی‌جواب
جزیره شیطان تعطیل شده یا جابه‌جا؟

جزیره شیطان تعطیل شده یا جابه‌جا؟

بررسی پرونده اپستین و سؤال‌های بی‌جواب

ماجرا شبیه فیلم‌های سینمایی است؛ شاید هم کمی عجیب و غریب‌تر! مردی ثروتمند با جزیره‌ای خصوصی و چند جت اختصاصی که برای چند دهه به افراد خاص، خدمات خاص ارائه می‌داد؛ از رؤسای جمهور گرفته تا نخست‌وزیران، سران کنگره، دیپلمات‌ها، شاهزاده‌ها، اعضای خانواده‌های سلطنتی، مولتی میلیاردرها، غول‌های فناوری اطلاعات، برندگان جوایز نوبل، ستارگان موسیقی و سینما و ورزش، و خلاصه از هر طیف و طبقه خاصی. دست‌چین‌شده‌های آن‌ها مشتری این باشگاه مخفی بودند؛ باشگاهی برای کله‌گنده‌های جهان که در آن، میزبان با شرم‌آورترین لذت‌های حیوانی از مهمانان خود پذیرایی می‌کرد. میزبان کسی نبود جز «جفری اپستین»، نامی که این روزها بیش از هر نام دیگری رسانه‌ها و افکار عمومی جهان را درگیر خود کرده است.

به‌تازگی سه میلیون سند از این پرونده سیاه و تاریخی منتشر شده و هر روز نام‌ها و رسوایی‌های جدیدی از دل آن بیرون می‌زند. چاه فاضلابی که هر چه در آن غور می‌کنند، گند و کثافت بیشتری نمایان می‌شود و در عین حال، سؤال‌ها و ابهامات جدی‌تری را مطرح می‌کند.

این چاه در حال تکمیل تصویر واقعی شبکه قدرت-ثروت در آمریکاست؛ رذل، ریاکار، سرشار از مصونیت از مجازات، فاسد، رشوه‌خوار، اغواگر و شهوتران، همه به‌طور هم‌زمان.

علی‌رغم انتشار میلیون‌ها سند، سؤال‌ها بیشتر و جدی‌تر از پاسخ‌ها هستند. برای نمونه؛ این شبکه فساد چگونه شکل گرفت؟ آیا خلاصه کردن ماجرا در یک نام ــ متعلق به فردی که به طرز بسیار مشکوکی و تنها چند هفته پس از دستگیری در زندان مُرد ــ ساده‌لوحانه نیست؟ چرا و چگونه علی‌رغم وجود شواهد جدی، جانیان این پرونده از پیگیری قضایی مصونیت یافتند؟ روابط اپستین و این پرونده با رژیم اسرائیل و به‌طور مشخص موساد ــ متخصص در پهن کردن دام‌های جنسی و بهره‌برداری‌های امنیتی از افراد آلوده ــ چقدر عمیق و ساختاری است؟ چگونه در جوامع به‌اصطلاح مدرن، رذیلت‌های شرم‌آور عادی‌سازی شده و به سطح دعواهای سیاسی و حقوقی تنزّل می‌یابند؟ چگونه یک جامعه می‌تواند نخبگانی از این نوع را پرورش دهد و بر مسند و مصادر بنشاند؟

و شاید یکی از مهم‌ترین سؤال‌ها در این میان این باشد؛ آیا باید و می‌توان مرگ اپستین و تعطیلی آن جزیره جهنمی را پایان کار و فعالیت‌های مجرمانه و کثیف آن باند جهانی دانست؟ تلاش برای یافتن پاسخ این سؤال، از منظری مهم‌تر از سؤال‌های پیشین است؛ چرا که آن‌ها اغلب ناظر به گذشته بودند و این سؤال ناظر به اکنون و آینده است. البته یافتن پاسخ قاطع و مستند به هیچ عنوان کار ساده‌ای نیست، اما می‌توان جوانب ماجرا را به‌نوعی سنجید.

آن جمع بی‌پروا در رذیلت، بر اساس تقاضا شکل گرفته بود و شبکه اپستین بر پایه این تقاضای تاریک، زنجیره عرضه کثیف را شکل داده و ارائه می‌کرد. با رسوایی پیش‌آمده، زنجیره سابق عرضه مختل شده است، اما تقاضا همچنان پابرجاست؛ چرا که مشتریان سابق هنوز وجود دارند و هیچ نشانه‌ای از تغییر در آن‌ها دیده نمی‌شود، احتمالا جز احتیاط بیشتر!

وقتی می‌توان قدرتمندترین، ثروتمندترین و پرنفوذترین چهره‌های آمریکا و اروپا و دو جین کشور دیگر را با برپایی مهمانی‌های کثیف، حداقل تحت تأثیر قرار داد ــ اگر نگوییم در مشت گرفت ــ چرا نباید اپستین دیگری همین حالا مشغول فعالیت باشد؟ چه چیزی می‌تواند مانع از بازسازی این شبکه فساد شود؟ چیزی که روی زمین زیاد است، جزیره‌های خصوصی است!