به گزارش پایگاه خبری صبح رزن دویستمین شب مقاومت و میدانداری مردم رزن، تنها یک عدد در تقویم نبود؛ روایت ۲۰۰ شبی بود که مردم، هر کدام به نوعی قدمهای خود را در این میدان محکمتر کردند و پرچمهایی که از نخستین شب برافراشته شده بود، همچنان بالا ماند.
در این شب، همانند شبهای گذشته، صدای شعارها در میدان رزن طنینانداز شد؛ شعارهایی که برای حاضران، تکرارشان بخشی از همین ایستادگی و همراهی بود.
یکی از شعارهایی که بار دیگر از میان جمعیت شنیده شد، «هر چی رهبرمان بگه» بود؛ شعاری که حاضران با تکرار آن، دیدگاه خود درباره ادامه مسیر را بیان کردند.
در میان جمعیت، دههنودیها نیز حضوری متفاوت داشتند؛ کودکانی که شاید درکشان از بسیاری از اتفاقات با بزرگترها متفاوت باشد، اما یک آرزو را روشن و ساده بیان میکردند: سربلندی و پیروزی ایران و شکست دشمن.
در کنار این نسل کوچک، مردان و زنانی ایستاده بودند که ۲۰۰ شب است بخشی از شبهای خود را در همین میدان سپری کردهاند؛ شبهایی که برای برخی با امید، برای برخی با دلتنگی و برای بعضی با خاطراتی همراه شده که دیگر تکرار نمیشود.
در این میان، یاد کسانی نیز زنده بود که با آرزوی پیروزی آمدند و در ادامه مسیر دیگر فرصت حضور پیدا نکردند؛ جمعی که شاید با همان آرزوهای روشن به میدان آمدند و اکنون جای خالیشان در میان حاضران احساس میشود.
برای مردم حاضر در این میدان، تکرار شعارها خستگیآور نیست؛ چراکه هر شب، همان کلمات با امیدی تازه تکرار میشوند. «هر چی رهبرمان بگه» و دیگر شعارهای همیشگی، برای حاضران بخشی از روایت این ۲۰۰ شب شده است.
آنها بر این باورند که وقتی خدا با مردم باشد، پیروزی دور نیست؛ با همین نگاه است که پرچمها همچنان بالا میماند و قدمها در میدان محکمتر میشود.
دویستمین شب رزن، شب آرزوهایی بود که به خدا سپرده شد؛ آرزوی سربلندی ایران، پیروزی کشور و روزی که مردم، نتیجه تمام این شبهای حضور و انتظار را ببینند.
۲۰۰ شب گذشت؛ اما برای مردمی که هنوز در میدان حضور دارند، قصه تمام نشده است.
انتهای خبر /عل
https://aparat.com/v/qgxte48