
وقایع تلخ و غمبار دی ماه که ایران را داغدار کرد، معلول عوامل گوناگونی بود اما به جرأت میتوان گفت جنگ رسانهای در این شبهکودتا نقشی اساسی و غیرقابل انکار داشت. این کودتا تفاوتهایی اساسی با کودتاهای کلاسیک داشت. در کودتاهای کلاسیک، تا دقیقه ۹۰ همه چیز مخفی است و عوامل کودتا کاملاً در خفا عمل میکنند و محرمانگی، اصلی تعیینکننده در نتیجه عملیات است اما در کودتاهای پست مدرن - مانند آنچه در دی ماه رخ داد - محرمانگی به معنای مصطلح آن معنا ندارد و رسانهها، بخصوص شبکههای اجتماعی و کارزارهای آنلاین، در تدارک کودتا و پیشبرد آن نقشی جدی دارند.
هوشیاری ملت ایران، کودتا را ناکام گذاشت اما یکی دیگر از ویژگیهای چنین کودتاهایی، سیّالیت زمان است. از این منظر میتوان گفت تلاش و طراحی دشمن در این میدان پایان نیافته است و آنان با تکیه بر عملیات روانی و قلب واقعیتها، همچنان امید دارند که برنامه شکستخورده خود را احیا کنند.
در روزهای اخیر نیز آمریکا با گسیل ناوگان جنگی خود به منطقه، فاز جدیدی از جنگ رسانهای را کلید زده است. این ناوگان پیش و بیش از آن که برای جنگ آمده باشد، یک هدف را دنبال میکند، سوخت لازم برای تشدید عملیات روانی در میدان رسانه و افکار عمومی فراهم کند تا بدون توسل به جنگ و تحمل عواقب آن، ایران وادار به عقبنشینی از منافع ملی خود و در نهایت تسلیم شود.
رژیم صهیونیستی که در این عرصه تجربهای طولانی و گسترده دارد، به شکلی برجسته نقشآفرینی میکند. این عملیات مشترک آمریکایی-صهیونی چند محور عمده و اساسی دارد؛ برجستهسازی سایه جنگ با هدف ارعاب مردم ایران؛ به خط کردن رسانههای جریان اصلی دنیا و انتشار انواع و اقسام شایعات و دروغهای ضدایرانی (از شایعه فرار مقامات گرفته تا پمپاژ خشم، ناامیدی به جامعه)؛ ارائه تصویری واژگون از مردم ایران و جایگزین کردن آنها با مشتی خائن و وطنفروش در قاب رسانه و تلقین تسلیم به عنوان راه حلی معقول.
حماسهسازی مردم ایران در ۲۲ دی و ۲۲ بهمن نشان داد علیرغم این جنگ رسانهای بیسابقه و سهمگین، دشمن همچنان در رسیدن به اهداف خود ناکام مانده است. اما این ناکامی نباید دوستداران ایران را دچار خطا کند. قربانیان این جنگ شناختی، کشته نمیشوند بلکه از جبهه دفاع از ایران جدا میشوند، حال یا با منفعل شدن یا با پیوستن به جبهه دشمن در این جنگ. از این منظر باید گفت حتی یک قربانی نیز زیاد، تأسفبار و غیرقابل پذیرش است.
بیستم آذرماه ۱۴۰۴، رهبر انقلاب درباره ابعاد و اهمیت این نبرد فرمودند:
«امروز ما فراتر از درگیریهای نظامی ... در کانون یک درگیری تبلیغاتی و رسانهای هستیم؛ با چه کسی؟ با یک جبههی وسیع ... دشمن فهمید که تصرّف این مُلک و این خاک و این سرزمین الهی و معنوی با ابزار فشار و ابزار نظامی امکان ندارد. فهمید که اگر بخواهد تصرّفی بکند، دخالتی بکند، موفّقیّتی پیدا کند باید دلها را تغییر بدهد، باید مغزها و فکرها را عوض کند ... هدف دشمن در کشور ما محو کردن آثار مشعشع مفاهیم انقلابی است؛ هدفش این است که بتدریج مردم را از یاد انقلاب، از یاد هدف انقلاب، از یاد کارهایی که در انقلاب شد، از یاد امامِ انقلاب منصرف کند؛ برای این دارند کار میکنند، دارند تلاش میکنند؛ میلیاردها خرج میکنند ... نویسنده، هنرمند، کتابنویس، رماننویس، هالیوود و غیر اینها را به کار میگیرند ... بنابراین جبههی انقلاب و کارگزاران مقاومت باید این وضع دشمن را بشناسند ... ما در مسائل نظامی، آرایش صفوفمان بستگی دارد به هدف دشمن ... این کار در باب تبلیغات باید انجام بگیرد. آرایش تبلیغاتی بایستی به سمتی برود که دشمن درست همان سمت را هدف قرار داده، و آن عبارت است از معارف اسلامی، معارف شیعی و معارف انقلابی ... باید در مقابل اینها ایستاد.»
هر کسی در هر جایگاه و موقعیتی میتواند بخشی از این آرایش جنگی رسانهای در برابر این تهاجم همهجانبه دشمن باشد و باید از خود بپرسیم به عنوان یک دوستدار و مدافع انقلاب اسلامی و ایران عزیز، چقدر آرایش جنگی گرفتهایم. بدون شک مسئولان و دستاندرکاران و رسانهها در این عرصه، مسئولیتی جدیتر دارند و باید در عملکرد و آرایش خود بازنگری جدی کنند.
دیدگاه شما